احمد مجد الاسلام كرمانى

58

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

اقدس وليعهد راپورت داده استدعا كرد كه معجلا تشريف بياورند و نظام الملك را بحكومت آذربايجان فرستادند ملك كه اين وضع را مشاهده نمود متذكر خيالات سابقه خود شد و با آقايان تهران بعضى مذاكرات نموده به بعضى وعده نقدى و به بعضى مواعيد ديگر داده و اراده كرد خودش بلرستان برود ، مرحوم مشير الدوله تلگرافا كسالت شاه را بسالار الدوله اطلاع و حكم شاه را به او ابلاغ كرد كه در اين موقع لازم است بطهران آمده به زيارت شاه مشرف شود ولى سالار الدوله اغتشاش لرستان را بهانه كرده با اردوئى كه در بروجرد داشت به طرف لرستان حركت كرد ، ملك المتكلمين هم مرحوم مشير الدوله را ملاقات كرده استدعا كرد كه در احضار سالار اصرار ننمايند تا او خودش برود و سالار را بطهران بياورد و به اين تدبير مدتى سالار الدوله را آسوده گذاشت تا در تهيه اسباب ياغىگرى كوشش نمايد و خودش هم روانه بروجرد شد و از آنجا بلرستان رفته شاهزاده را ملاقات كرد و تا شاهزاده تا بروجرد آمد و نميدانم چه نقشه باهم كشيدند ؟ ! همين قدر ميدانم در مراجعت مبلغى نقد تمام اشرفى همراه خود آورده بمرحوم صدر اعظم و بعضى آقايان تقديم كرد و محرمانه آقايان را با سالار الدوله همراه نمود و متصل او را جرئت ميداد . ملك و سالار الدوله اتفاقا آن ايام مردم از پادشاه حاليه مأيوس بودند و اينطور حق يا باطل شهرت داشت كه اين شاه با مجلس مساعدت ندارد و اين شهرت خيلى با خيالات ملك المتكلمين موافقت داشت ولى اعليحضرت شاه به زودى اين شبهات را رفع فرموده و مقارن حركت از تبريز بعضى مراسلات بآقايان طهران نوشته و عقايد